

قبول!
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری


مجنون
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری

طولانی ترین شب سال
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.

یلدا منم که چمدانم را جمع کرده ام که بروم
اما نه جایی جز اینجا و نه کسی را به جز تو
تا صبحی که دیرتر از تمام صبح های دیگر میرسد
دم رفتنم اما دلم نمی آید دل بکنم و بروم
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری


روزهای بی تقصیر
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری

خدایا
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.

نفس میکشم تا به جای مرده ها خاکم نکنند........
آری اینگونه است حال و روز زندگیم
همانطور که ساده از آرزوهایم گذشتی.....
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
بهار در راه استجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.اسفند، اردیبهشتیترین حالتِ زمستان است... از همان ماه های خوب خدا که جان میدهند برای دل را به خیابان زدنهای بیهوا و قدم زدنهای طولانی...انگار تمام آدمها، تنپوشی از مهربانی به تن کرده اند و لبهای تمام عابران شهر، در صمیمانه ترین حالت لبخند است...اسفند، به گرگ و میش صبح میماند،و به رنگهای بنفش و سرد و بی روحی، در آستانهی سبز شدن...
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
هوای خرداد
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
نفسم می گیرد و انگار تا ابد هوای خرداد سنگین باقی خواهد ماند آه…که از آدم بودن خسته ام و شاید اگر پیله ی تنهایی ام از جنس ابریشم بود تاکنون پروانه ای با بالهایی پُر از نوشته از شعرهای فروغ، از این مردم و شهر دور میشدم… عشق گذشته ام، ببخش که هنوز زنده ام و تو فکر میکنی باید خیلی قبلتر از نا امید کردنت میمُردم…
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری


تنهاترین
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
خط نشان
در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.
يكى از همين جمعه ها خودم را بر مى دارم ميانِ پياده روهاىِ هميشه مرده ى اين شهر كه هيچ لبخندِ آشنايى، نمى يابى در آن ... يا بهتر بگويم: لبخندى نمى يابى! در مركزى ترين نقطه اش مى نشينم پايم را در يك كفش مى كنم؛ كه يا همين حالا آشناترين لبخندِ دنيا را ، تحويلِ من ميدهى؛ يامن، همه ى روزهاى باقيمانده را همين جا مى نشينم ! خط و نشان نمى كشم، اما باوركن! من ديگر ، نگاه غريبه ها را تاب و توانم نيست!
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری
برچسب:
نویسنده: نیکی نظری