دلتنگی تکه سنگی بود که از تیرکمان کودکی بیخواب در ظهر گرم تابستان رها شد و بر قلب خستهی من فرود آمد همان لحظه بود که شیشهی نازک قلبم ترک برداشت کاش بودی و میدیدی حالا میان این همه آدم و سر هر روز در جستوجوی تو هستم
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1 PM توسط حسن
|