قسمت آخـــــر - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 10:09
xa0 قسمت اين بود که من با تو معاصر باشمxa0 تا در اين قصه پر حادثه حاضر باشم xa0 حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و من xa0بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا برویم من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم xa0 قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟ xa0 يا در اين قصـــه بــــه...
بی مهری ها - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:04
xa0 حتی تنهایی هم شرمش گرفته بیاید و کنار دلتنگی هایم بنشیند می داند این دل بی رمق پر شده از بی مهری ها می ترسد تاب نیاورم و ببرّم از زندگی و هر شب سر به زیرتر و آرامتر می آید
تکرار - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:04
من می گویـــــــــم : xa0مشکل از دوست داشتن نیست .. xa0مشکل از تکـــــــــرار است ..! تنها دو روز در سال هست که نمیتوانی هیچ کاری بکنی ..! یکی دیروز و یکی فردا ..؛ xa0 xa0 xa0 انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست .. بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد ، اما می تواند داشته باشد ..؛n xa0 xa...
ایدوست - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:04
سازم بشکست آخر از آهنگ صدایت ای دوست کجایی که دلم کرده هوایت xa0 xa0دیگر تو چرا وا نکنی پنجره ها را xa0کز راه هوا بوی گل آید ز سرایت xa0 از کوچه ی ما همچو نسیمی گذری کن می میرم اگر کم بشود مهر و فایت xa0 چنگم شود آشفته سه تارم بنوازد وقتی بسرایم غزلی تازه، برایت xa0 بی تابم و یک لحظه ی آرام ندارم با...
فراموش - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:03
xa0 امکان ندارد کسی به فکرت باشد و سراغی از تو نگیرد! آدم ها تا سرشان گرم میشود همه چیز را فراموش میکنند حتی خوبی ها را! آخر میدانی؟! آدم ها استعداد عجیبی در فراموش کردن خوبی ها دارند! آدم ها عجیب اند ؛ رنگارنگ اند نمیتوانی آن ها را به درستی بشناسی هر آدمی در وجودش xa0کمی از خود واقعی اش را پنهان می...
توهم بیا...! - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:03
xa0 تا شهریورxa0 روزهای سبزش راxa0 در تقویم ، می گُذرانَد ،xa0 تو هم بیا...! xa0 می ترسم ورق ، برگردد ؛ روزگار ، آن روی زردش راxa0 زودتر نشان بدهد، وَ تو هنوز راهِ رفته را کوتاه نیامده باشی! xa0 بیا که بادهاxa0 دستِ فصل ها راxa0 خوانده اند و خبر از پاییزِ زودرس می دهند...!��
حرف - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:03
xa0 من عاشق سکوتم و کم حرف می زنم هر وقت دل شکسته ترم حرف می زنم xa0 از تو شنیده ام که حریم خداست دل با تو از آستان حرم حرف می زنم xa0 مثل «فروغ» دلخوش یک شام تیره ام وقتی که از نهایت غم حرف می زنم xa0 من عاشق سکوتم و رنجی همیشگی با لهجه ی سیاه قلم حرف می زنم xa0 دریا تویی و رود منم؛ رود رهگذر یک رو...

برچسب‌های مرتبط

پاییز طلایی | پاییز تنهایی | پاییز شعر | پاییز صحرا | پاییز آمد | پاییز پدر سالار | پاییز آمد در میان درختان | ميروم خسته و افسرده | ميروم ملك النمل | ميروم ديگر چون پرستوها